خرید بک لینک
می خواهی بروی ؟؟ بهانه میخواهی؟ بگذار بهانه را دستت بدهم




برو...هرکس پرسید چرا؟




بگو لجوج بود سرسختانه عاشقم بود




بگو فریاد میزد همه جا فریاد میزند که مرا میخواهد




بگو دروغ میگفت میگفت هرگز ناراحتم نکردی




بگو درگیر بود همیشه درگیر افسون نگاهم بود




بگو بی احساس بود به همه ی فریاد ها توهین ها واخم هایم فقط لبخند میزد




بگو اون نخواست نخواست کسی جز من در دلش خانه کند




و من تمام احساسم را در دو کلمه خلاصه کردم دوستت دارم

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

مرد من که تو باشی زن بودن خوب است....

از میان تمام مذکر های دنیا فقط کافیست پای تو در میان باشد...

نمیدانی برای تو خانوم بودن چه کیفی دارد...


عکسونه- عکس های متحرک عاشقانه و زیبا


برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

تا حالابهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم...

می خوام بگم تو دنیای منی ...

می خوام بگم دوستت دارم فقط به خاطر خودت !!

می خوام بگم شدی مجنون عشقم ...

می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه!!

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم ...

می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم ...

می خوام بگم هرجور که باشی دوستت دارم !!

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم ...

میخوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!!

می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ...

می خوام بگم یک لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!

می خوام بگم در حد پرستش دوستت دارم ..

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

حس غریب عاشقی

زندگي به من آموخت چگونه اشک بر يزم ... اما اشک به من نياموخت چگونه زندگي کنم ...زندگي به من آموخت درد و رنج چيست ... ولي به من نياموخت چگونه تحملش کنم ...زندگي به من آموخت بي صدا گر يستن را ...پس تا هست زندگي بايد کرد ...تا عشق هست ... عاشقي بايد کرد …تا دوستي هست ... دوست بايد داشت …تا دل هست ... بايد باخت …تا اشک هست ... بايد ر يخت... تا لب هست ... بوسه بايد زد…تا بوسه هست ... بايد زد …تا معشوق هست ... عاشق بايد بود …تا شب هست ... بيدار بايد بود …تا هستي ... بايد بود

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

عاشقی یعنی اسیر دل شدن

با هزاران درد و غم یکی شدن

عاشقی یعنی طلوع زندگی

با صداقت همنشین گل شدن

عاشقی یعنی که شبها تا سحر

وارد دنیای رویاها شدن

عاشقی یعنی تحمل/انتظار

مثل ماه آسمان تنها شدن

عاشقی یعنی دو دیده تا ابد

پر ز گوهرهای دریایی شدن

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

انتظار

واژه ی غریبی است....

واژه ای که روزها وشایدهم ماه ها با آن خو گرفتم

که چه سخت است انتظار

هر صبح طلوعی دیگراست بر انتظارهای فردای من

خواهم ماند در انتظارتو

چرا نوشتم دربرگ تنهاییم برای تو،نمی دانم؟

شاید بخواهند روزی بر تو عشق مرا....

می دانم روزی خواهی آمد،می دانم...

گریان نمی مانم،خندانم

برای ورودت ای ....،

وقتی که به یادت می افتم،به یاد خاطراتت...

نامه هایت را مرور می کنم،یک بار...نه...بلکه صدها بار

وجودم را سراسرعشق فرا می گیرد...

و اشک شوق برگونه هایم روان می شود...

تنها می گویم،همیشه در قلب منی...

تو

می دانم که بازخواهی گشت،می دانم

به یاد لحظات انتظار و تنهایی...

به یاد او تقدیم به او......:(

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

وقتی قلب عریان کسی را ندیدی

بدن عریان خودت را نشان نده

هیچ وقت چشمانت را

برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد

گریان مکن

قلبت را خالی نگه دار

اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی

سعی ن که فقط یه نفر باشد!

وبه او بگو که تو را

بیشتر از خودم و کمتر خدا دوست دارم

زیرا که به خدا اعتقاد دارم

وبه تو نیاز!

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

امروز اگر نیایی دیر میشود، سایه من از ردپای آشنای تو بر روی دلم دور میشود

وهمچنان دورتر میشود تا به آغاز فراموشی یکدیگربرسیم

و این یک آه حسرت است و این آخرین فرصت است

و اینجاست که حتی اگر در آینه بنگریم ، تصویر رخ خودمان را هم نخواهیم دید

و ما جزو آرزوهای محال میشویم و حسرت امیدهای ما را خاکستر میکند

منی که شب نشینم چگونه با خورشید باشم ؟

من حتی با ستاره ها نیز همنشین نبوده ام!

حالا تو در انتظار طلوع رویاهای خودت نشسته ای و من در انتظار اینم که

رویاهای دیروز، با دلم همراه شوند!

وقتی خیسی سرزمین چشمانم همیشگیست آمدن باران دگر آن شور را ندارد

این مرام بی مرامی ات، این وفای بی وفایی ات ، این محبت نامهربانی هایت

در حق دلم مرا مثل آتش رو به خاموشی کرده است

خیلی وقت است در دریای بی انتهای غمهایت غرق شده ام

اما تو ای شناگر ماهر مرا در حال غرق شدن هم ندیدی

چه برسد به شنیدن فریادم در زیر آب

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

روزي ميرسد

كه دلت براي هيچكس

به اندازه من تنگ

نخواهد شد

براي نگاه كردنم ،

خنديدنم،اذيت كردنم و...

براي تمام لحظاتي

كه در كنارم داشتي

روزي خواهد رسيد كه

در حسرت تكرار دوباره ي من

خواهي بود

ميدانم روزي كه

نباشم هيچكس تكرار من نخواهد شد.


برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

خدایا به او بفهمان که چقدر دوستش دارم

به او بفهمان که بدون او زندگیم پوچ و بی معنی است

خدایا به او بفهمان که وقتی در کنارم نیست چقدر دلم برایش

بی طاقتی میکند

به او بفهمان که اینقدر مرا عذاب ندهد

خدایا به او بفهمان که من هم مانند او غرور دارم

و گاهی این غرور مسخره مرا از او دور میکند

خدایا به او بفهمان تنها آرزویم او ورسیدن به اوست

خدایا به او بفهمان که نیازمندش هستم

به او بفهمان که خواهانش هستم

حتی اگر از روح لطیفش از چشم سیاهش

از جسم مغرورش دور باشم

حتی اگر در کنارم نباشد

حتی اگر مثل همیشه با غرور و بی رحمی مرا ترک کند

باز هم خواهانش هستم

و خواهم بود

((به او بفهمان))

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

راه که میروی عقب میمانم

نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم

میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم

میخواهم رد پایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد

تو فقط برای منی.........

[تصویر:  kiss_1-4.jpg]

دوست دارم ببرمت یه جای شلوغ، خیلی شلوغ

وایستم اون وسط نگات کنم

بگم اینارو میبینی

بگی آره

بگم تو هیاهوی همه ی این آدما، من چشمام فقط دنبال تو میگرده

دلم برای تو تنگ میشه

صداهاشونو میشنوی

بگی آره

بگم تو اوج همین صداها دلم دنبال صدای تو میگرده

بگم حالا چشماتو ببند، بگو چه حسی داری

بگی انگار گم شدم بین یه عالمه غریبه

بگم اگه نباشی گم میشم بین یه دنیا غریبه

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :



سینه ام یک دفتر تا خورده است

واژه هایش خیس و سرد و مرده است
من نمیگویم ولی انصاف نیست
دوریت گویی دلم را برده است …

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :



آنچنان کز رفتن گل خار می ماند به جا
از جوانی حسرت بسیار می ماند به جا

آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است
آنچه از عمر سبک رفتار می ماند به جا

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

کاش همه گلها مثل گل یاس بودن

کاش تمام زندگی مثل برگ گل یاس پاک میموند

کاش آدما میفهمیدن معنی عشق را

کاش بودن برای هم را میفهمیدن

کاش زندگی اینقدر زشتی نداشت که آدما

عشق از یادشون نمیرفت

کاش خدا تو دل همه آدما عشق میزاشت

گذاشته ولی آدما نیخوان باورش کنن

کاش.....

کاش....

کاشششش

خدایا کاش این کاش کاش میشد.

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

خداحافظ زمستان

ببخش که برگ هایت را لگد کردم .
ببخش که مرگت را می بینم اما کاری از عهده ام بر نمی آید .
ببخش که چوب های خشکت را در آتش ;سوزاندم تا گرم شوم.
خاطرات زیادی با هم داشتیم ببخش ببخش که تو را رها می کنم
و به سراغ زمستان می روم ... من رفیق نیمه راه نیستم این تقدیر توست که، می میری!



و اما پاییز به من می گوید:
خداحافظ انسان، من نمی میرم در این دنیا من همیشه بوده ام و خواهم بود.
تو مرا ببخش که; یک بار دیگر رفتم و با رفتنم; یک پاییز دیگر از عمرت را با خود بردم.
من رفیق بدی نیستم این تقدیر توست.

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

همه چیز را یاد گرفته ام! ...

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم ...

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم ...

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....

یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...

که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....

تو نگرانم نشو !!

ولی...

فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت...

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

امروز ،امروز است

امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی

ستاره ها در آسمان نمی تابند،ناراحت نشو

حتما دارن با تو قایم باشک بازی می کنند

پس با آن ها بازی کن

امروز هر چه بخندی و هرچه عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه

پس بخند و عاشق باش

امروز هر چقدر دلها را شاد کنی ، کسی به تو خورده نمی گیره

پس شادی بخش باش

امروز هر چقدز نفس بکشی جهان با مشکل کمبوداکسیژن رو به رو نمیشه

پس از اعماقوجودت نفس بکش

امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه آرزوهات خشک نمی شه

پس آرزو کن

امروز هر چقدر خدا رو صدا کنی خسته نمی شه

پس صدایش کن ، او منتظر توست

او منتظر آرزوهایت ، خنده هایت ، گریه هایت

ستاره شمردن هایت و عاشق بودن هایت است

امروز امروز است ، امروز جاودانه است

و امروز زیباترین روز دنیاست

+ این رو باید با یه خط ناز رو یه کاغذ نوشت و جایی گذاشت که هر روز ببینیش

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

دلم تنهاس خدایا

دلم تنهاس خدایا چه کنم

ای الهی تو آنی که توانی به رسانی دلای جدارا

خدایا تو از دل خبر داری از دلم ما

من و دل هر دو در حسرت یک نگاه

نگاهی که شاید یه روزی شود باعث ژیوند دل

خدایا بیا و بگیر دست من

منم تنها منم بی کس

منم بنده توی مخلوق

بگیرست این بندی بی لیاقت

که شاید شود به راهی که خواهی رود

خدایا منم پست پست

ولی تو خالق من تو میدانی که ذات من نیست

بود ذات من از عزل پاک

که با دست خود میشود این چنین ناپاک

خدا پس بخواه که منم هم شودبنده سربراه

بیا و بگیر دست من

نه نمیگم بگیر دست من گرفتی

ولی من ندارم لاقت

خدایا منم بنده ی توام به راهی هدایت کن که شوم بالیاقت

لیاقت بود در جهائن زیارت

تو از هر کسی بهتر بدانی که زیارت کی

زیارت بود روم به پابوسی حسین

زیارت بود برفتن به شهر کربو بلا

لیاقت بود زائر ارباب بی کفن

زیارت بود به راهی که برفت حسین با هفتتاد و دو تن

منم عاشقم عاشق کربلای حسین

تو بگزار خدایا که من هم شود یه روزی خاک پای حسین.......

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

آی خدا منم آدمم

خدا جون سلام

خدا یکم باهات حرف دارم وقت داری بشنوی

خدا دلم خیلی ژره

خدا نمیدونم چرا این روزا بدجورحال گرفتس

خدا چرا رسم زمونه اینه

چرا باید برای بعضیا اونقدر باشه که

تو رو از یادشون به برن

بعضیا هم همش تو را صدا میزنن ولی

شاید تو جوابشونا ندی

خیلیا میگن واسه اینه که خیلی دوسشون داری و میخوای صداشونا بشنوی برا همین دوس داری هی صدات بزنن.

آخ خدا حالم بده خیلیم بد .

نمیگم بنده خوبیم نه

نمیگم واست بنده خوبی بودم نه

نمیگم برای رضایت تو همه کاری کردم نه

نمیگم خیلی به دستورات عمل میکنم نه

نمیگم من بنده مخلص شمام نه

و خیلی نه های دیگه خدا جون که خودت از من بهتر میدونی چی هستن.

ولی خدا جون تومنو خلق کردی تو خواستی که من بیام روی این زمین خاکی

تو خواستی که من زندگی کنم

تو خواستی که من باشم.

آخه خدا جون من که از خودم اراده ای نداشتم که بیام یا نیام.

خدا میگن ژای یک نفر درمینونه میگن اسمش تقدیره

خدا من از این تقدیر خیلی میترسم چون خیلی باهام بازی کرده

چون این تقدیر نمیدونم چرا با من لج افتاده

میگن تقدیرو خود آدم درستش میکنه

ولی خدا نه تو به تقدیر میگی چیکار کنه

آخه این تقدیر از تو حرف شنوی داره

ژس خدا جون به این تقدیر بگو یکم با من راه بیاد

داغونم کرده نمیخوام ازش بد بگم ولی یواشکی بهت میگم خیلی منو اذیت کرده این تقدیر.

خدا خدا خدا برس به داد دل من.

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید

کسی تنهایی مارا نمی گرید


دلم در حسرت یک دست

دلم در حسرت یک دوست


دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست

و اما با توام ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی

کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق مهمان میکند ما را

بگو ای دوست

بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی آیی

تو حتی روزهای تلخ نامردی

نگاهت التیام دستهایت را دریغ از ما نمیکردی

من امشب با تمام خاطراتم با تو هم خواهم گفت

من امشب با تمام کودکیهایم برایت اشک خواهم ریخت

من امشب دفتر تقویم عمرم را به دست عاصی دریای ناآرام خواهم داد

همان دریا که میگفتی

که بغض شکوه هایم از گلویش موج خیزش زخم برمیداشت

بگو ای دوست بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

عشقه من . . .

اینروزها که هنوز نیستنت را به هوای دوباره داشتنت ثانیه شماری میکنم . . .

ساکتم .حرف نمیزنم. نه که چیزی برای گفتن نباشد... نه .به این سکوت پیله کرده ام. نه که ندانم چه بگویم

اینروزها از همیشه پر تر از حرفم . از همیشه بیشتر گفتنی دارم ولی من مانده ام و یک عالمه ناگفته های ناشنیده...

میروم تا فراموشم کنی ...

در فراموشی هم آغوشت میکنم تا طعم تلخ برخوردهای سردت یادم برود...

ناگفته هایم را میگذارم گوشه ی دلم تا روزی که تو بیایی...

روزی که باشی و بخواهی برایت حرف بزنم...

تا اون موقع... هر وقت خورشید را بالای سرت دیدی بدان در غروبی دلگیر به تو می اندیشم ...

به اینکه اگر کاری که عشق با من کرد با تو میکرد چند روز دوام میاوردی...؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

خدای من بمانشش

دل !....این دل تنگ و تنها ... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم.....

تو هستی ! .... در تار و پود لحظاتم.... شتنهایی بوده ....

چشمانم را از من مگیر...بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو ! ....تویی که مهربانترینی...

خدایا !..........دریاب حال مرا که....از وصف حالم عاجزم....و خسته....

دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را....

صبر !....صبر را به من هدیه کن !

خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد ...و مگذار ! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....

خدایا ! مواظبم باش ! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش !

خدای مهربانم ای بی کران نازنین !...عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی !

بهترین ها را به قلب بی قرار و تنهایم هدیه کن ...ای قدرتمند بی نهایت کریم.

دوستت دارم ای مهربان ...تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت ...

با من بمان....خدا....با من که تنها تو نگهدار منی ! به تو و محبت و مهر و هدایتت نیازی مبرم و عمیق دارم.

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :



خدایا دوستت دارم

نگاهم رو به سمتِ تو ؛ شبم آیینه ی ماهه
دارم نزدیکتر میشم ؛ یکم تا آسمون راهه

به دستای نیازِ من ؛ نگاهی کن ازون بالا
من این آرامشه محضو ؛ به تو مدیونم این روزا

تو دیدی من خطا کردم ؛ دلم گُم شد دعا کردم
کمک کن تا نفس مونده ؛ به آغوشه تو برگردم

تو حتی از خودم بهتر ؛ غریبی هامو میشناسی
نمیخوام چترِ دنیارو ؛ که تو بارونِ احساسی

خدایا دوستت دارم ؛ واسه هرچی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که ؛ ازم حالم رو پرسیدی

بازم چشمامو می بندم ؛ که خوبی هاتو بشمارم
نمیتونم ! فقط میگم : خدایا دوستت دارم . . .


برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :


اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،

که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.

یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،

که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

حـرف های یـواشكی با خـدا ...


گفتم: خستهام.

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره.

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.


گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم.

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید

.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم

.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

.:: تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الل

.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم

.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته.

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا

.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله.

گفتی: ان الله یحب المتوکلین

.:: خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره

.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11) ::.

گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم.

گفتی: فانی قریب

.:: من که نزدیکم (بقره/186) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم.

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205) ::.

گفتم: این هم توفیق میخواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/22) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی.

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/90) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/104) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم.

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/2-3) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/53) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/135) ::.

گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم: یا غافر الذنب، اغفر ذنوبی جمیعا

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/222) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: الیس الله بکاف عبده

.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/36) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟

گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/42-43) ::.

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

یادته یه روز بهم گفتی : هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده، گفتم:اگه بارون نبود چی؟ گفتی:اگه چشمای قشنگ تو بباره اسمونم گریه ش میگیره! گفتم یه خواهش دارم: وقتی اسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار!گفتی چشم! ولی امروز من دارم گریه میکنم اما اسمون نمی باره تو هم اون دور دورا وایستادی و داری بهم میخندی!

هیچ وقت انتظار نداشتم اون نامردی که می گفتی خودت باشی!

http://mj12.persianfun.info/img/92/12/Imajh1/17.jpg

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

سلام خدمت همه دوستان گرامی

برای ورود به چت روم بر روی لینک کنار صفحه کلیک کنید.

یاسمن چت بهترن ها را برای شما ارزو میکند.

برچسب: نویسنده: یه عاشق تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

صفحه بندی